لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط


ما اگر بخواهیم امروز انقلاب اسلامى را ادامه بدهیم، یعنى آنچه به معناى واقعى کلمه انقلاب اسلامى است، بایستى اسلام را همه‌جانبه مراعات کنیم و نمودارش نهج‌البلاغه است و برگردیم به نهج‌البلاغه و بازیابى کنیم نهج‌البلاغه جنگ، تویش هست، سیاست تویش هست، دیپلماسى تویش هست، ارتباطات خارجى و سیاست خارجى، اخلاق هم تویش هست، عبادت هم تویش هست، زهد هم تویش هست و همه چیز در نهج‌البلاغه هست. و این نهج‌البلاغه چند بعدى، نمودارى از اسلام چند بعدى است که براى دوام انقلاب اسلامى و ساختن یک انسان چند بعدى ضرورى و لازم است. 

مقام معظم رهبری- ١٣ اردیبهشت ۵٩

+ محمد نمازی || چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ || نظر

از زمان حضرات علی و فاطمه  علیهماالسلام  تا زید و یحیی علیهماالسلام، یک به یک، و مقتولین بن یالعباس و تخریبات متوکلّ ملعون و متوکّلهای هر زمان ، همه مشهود ائمّه حق بوده و با اِخبار آنها به فساد و اِفسادهای دشمنان ایمان تا خروج سفیانی  که از حتمیّات قبل از ظهور دولت حقّ  عج لاللهّ فرجَ صاحبها  است و غیر حتمیّات  بوده، و خبر داد ه اند به آنچه به اهل ایمان رسیده و میرسد قبل از ظهور .
تا به آ نجا که فرموده اند: نَحنُ صُبَّر وَ شِیَعتُنا أَصبَرُ مِنّا ؛ لانّا صَبَرنا بِعِلمٍ وَ شِیعَتُنا صَبَروا عَلی ما لا یَعلَمونَ.
با همه این امور ، سه نفر با ایمانِ آن زمان به بیش از چهارصد میلیون شیعه  کثراللهّ امثالهم  رسیدند .
همه اهل حقّ باید تشخیص وظیفه عملی بدهند ؛ از جمله مسارعت در تعمیر کامل تخریبات ظالمین و فاسقین، و تأکید در اقامه مجالس درس و تدریس احکام ثابته اهل البیت و مجالس روضه، و بیان فضائل آنان و انشاء مدایح و مراثی، و رسیدگی به ضعفاء شیعیان و دوستان آنها  به نحوی که علمای شیعه تصویب فرمایند  و با بکاء با سوزش دل که موجب اتصال روحی و معنوی به آنان و قرب معنوی به مبدأ اجل و اَعلی میشود، اگرچه جاهلها فواید آن و تظاهرات مشروعه موجِبه آن را نفهمیده اند .

از خداوند ، عذاب دنیوی و اخروی کفّار و منافقین و ظالمین به آ ل محمّد علیهم السلام و
شیعیان و دوستان ایشان و هلاک صوری و معنوی آنها را به زودی در دنیا قبل از آخرت با
تعجیل در فرج، و عدم مهلت به آنان برای فساد و اِفساد بیش از این را مسئلت داریم .

والسّلام علی جمیع أهل الایمان فی الشرق و الغرب و ر حمت الله و برکاته

پیام کتبی حضرت آیت الله العظمی بهجت- در پی تخریب حرم عسکریین علیهما السلام

+ محمد نمازی || سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ || نظر

چرا امسال را سال جهادی اقتصادی می‌گوییم؟!
بیایید حکمتش را در قرآن جستجو کنیم:

هُمُ : همان منافقین-
الَّذینَ یَقُولُونَ
لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ
[یعنی به اصحاب ولایت انفاق نکنید تا ره‌بر جامعه تنها شود]
حَتَّى-تا:
یَنْفَضُّوا
وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
[این حرف خداست به منافقین]
وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَفْقَهُونَ (7)

یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدینَةِ لَیُخْرِجَنَّ
الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ
[وقتی  که به خیالشان اطراف رسول با این «استراتژی اقتصادی» خالی شد
و منافقین با قدرت اقتصادی‌شان عزیز شدند ره‌بر جامعه اسلامی را به زیر می‌کشند] 

وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ
[این حرف خداست به منافقین، این نظام عالم است]

وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَعْلَمُونَ (8)

و این دستور خداست به مردم جامعه اسلامی برای خنثی سازی توطئه منافقین
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ (9)
وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناکُمْ
مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنی‏ إِلى‏ أَجَلٍ قَریبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصَّالِحینَ (10)

باور کنیم که قرآن برای همیشه‌ی زمان آمده است.

قرآنِ خدا: منافقون ٧-١٠.

+ وحید نصیری کیا || پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ || نظر

بدانیم:
اعْلَمُوا-
 أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ
این سیاق حصر است، یعنی دنیا چیزی نیست جز اینها!

کَمَثَلِ غَیْثٍ
أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً
-مبادا دنیا دلت را ببرد!، مسلم باش و نه کافر-
وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدیدٌ
عاقبت بازی در دنیا همین است.

وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ
دو تا کلاس بندگی داریم: یک مغفرت و دیگری رضوان
وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (20)

حالا شرح دو کلاس بندگی:
1. مغفرت
سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ
این برای اهل ایمان است و در این کلاس هم از هم سبقت بجویید
ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیمِ (21)
این فضل خداست، منت خداست بر بنده!

ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی‏ أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیرٌ (22)
این کلاس «اهالی رضوان» است
همه چیز در تقدیر الهی است، در دایره رحمت خداوند
لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُمْ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (23)
هیچ چیزی مایه یاس و شادی نیست!
هیچّی...
باور کنیم حرف خدا را!

قرآنِ خدا: حدید: 20-23
* برای ترجمه مراجعه کنید به قرآن ترجمه دار!

+ وحید نصیری کیا || سه‌شنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ || نظر

سوال: کلمه ولایت مطلقه در عصر پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به این معنى استعمال شده است که اگر رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) شخصى را به انجام کارى امر کنند ... به‌طور مثال اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) به کسى دستور خودکشى بدهند. آن فرد باید خود را به قتل برساند. سؤال این است که آیا ولایت فقیه در عصر ما با توجه به این که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) معصوم بودند و در این زمان ولى معصوم وجود ندارد، به همان معناى عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) است؟

جواب: مراد از ولایت مطلقه فقیه جامع‌الشرایط این است که دین حنیف اسلام که آخرین دین آسمانى است و تا روز قیامت استمرار دارد دین حکومت و اداره امور جامعه است، لذا همه طبقات جامعه اسلامى ناگزیر از داشتن ولى امر و حاکم و رهبر هستند تا امت اسلامى را از شر دشمنان اسلام و مسلمین حفظ نماید، و از نظام جامعه اسلامى پاسدارى نموده و عدالت را در آن برقرار و از ظلم و تعدّى قوى بر ضعیف جلوگیرى نماید، و وسائل پیشرفت و شکوفایى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى را تأمین کند. این کار در مرحله اجرا ممکن است با مطامع و منافع و آزادى بعضى از اشخاص منافات داشته باشد، حاکم مسلمانان پس از این که وظیفه خطیر رهبرى را طبق موازین شرعى به عهده گرفت، باید در هر مورد که لازم بداند تصمیمات مقتضى بر اساس فقه اسلامى اتخاذ کند و دستورات لازم را صادر نماید. تصمیمات و اختیارات ولى فقیه در مواردى که مربوط به مصالح عمومى اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات آحاد امّت مقدّم و حاکم است، و این توضیح مختصرى درباره ولایت مطلقه است.

*استفتائات مقام معظم رهبری سوال۶٣ (+)

+ محمد مهدی علی اکبری || دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ || نظر

     ریشه غم فاطمه«سلام‌الله‌علیها» را باید ابتدا در تفاوت بین «حکومت دینداران» با «حکومت دین» جستجو کرد، و چقدر بصیرت بزرگی است، بصیرت فاطمه! و اگر فاطمه نبود، شاید شیعه نمی‌توانست تشخیص ‌دهد که چه فرقی است بین «حکومت مسلمین» با «حکومت اسلام».

در حکومت اسلامی (اسلام فاطمی)، انسان‌ها می‌خواهند بنده خدا باشند و لذا حکومت نفس امّاری خود یا هر انسان دیگری را نمی‌خواهند و در حکومت مسلمین (اسلام غیرفاطمی)، حاکمیت، متذکّر عبودیت انسان‌ها نیست، بلکه خواست انسان‌ها در صحنه است و میل انسان‌ها است که میدان‌داری می‌کند. نهایتاً این حاکم مسلمان طبق عقلش حکومت‌می‌کند ولی علی«علیه‌السلام» که تمام نفس خود را در خدا ذوب کرده و هیچ خودیتی برای خود نگذاشته، اگر حاکم باشد حکم خدا را حاکم می‌کند تا انسان‌ها در بندگی خدا مستقر شوند و به همین‌جهت پیامبر خدا «صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌سلّم» خبر دادند: «اَلحقُّ مَعَ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ»  تا ما در جهت استقرار بندگی خود، نظام اجتماعی، سرگردان نباشیم. 

وقتی علی«علیه‌السلام» حاکم است، دیگر فرد حاکم نیست، بلکه حق حاکم است. وقتی غیرعلی«علیه‌السلام» حاکم است، بهترین انسان هم که باشد، فرد حاکم است و مسلّم حق حاکم نیست. وقتی غیرعلی«علیه‌السلام» حاکم است، تبعیت از حاکم، تبعیت از نظر فرد است. و وقتی علی«علیه‌السلام» حاکم است، تبعیت از حاکم، تبعیت از خداست. وقتی ابابکر حاکم است، یک مسلمان حاکم است تا جامعه را با نظرات خود اداره‌کند.

ائمه شیعه مگر چه می‌گویند که این‌قدر خلفاء از دست آن‌ها عصبانی‌اند و فرمان به شهادت آن‌ها می‌دهند؟ ائمه شیعه فرزندِ فکری فاطمه «سلام‌الله‌علیها» هستند؛ «فکر فاطمه» یعنی، هر که می‌خواهی باش، ابابکر باشی یا غیر ابابکر، اگر علی«علیه‌السلام» حاکم نباشد، همه چیز از دست رفته‌است، آری همه چیز، هر چند به ظاهر به فتوحاتی بزرگ دست یابیم، چون راه انسان‌ها به سوی آسمان با حذف علی «علیه‌السلام» از صحنه حکومت، بسته شد، به هیچ‌چیز دست نیافتیم. و معلوم است چنین طرز فکری برای خلفای جور، قابل تحمل نیست و حکم به قتل ائمه‌معصومین «علیهم‌السلام» را می‌دهند.

روایت داریم: اگر کسی شب خوابید و به فکر حاکمیت اسلامی نبود و مُرد، «ماتَ فی شُعْبةٍ مِنْ نِفاقٍ»!؛ یعنی منافق مُرده است. چقدر این روایت عجیب است! یعنی چنین کسی اسلامش دروغی است، چون خوب‌بودنِ فردی مقصد پیامبر «صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌سلّم» نبود، بلکه باید نظام اجتماعی بر اساس اسلام اداره شود.

از کتاب "ریشه اصلی غم فاطمه(سلام الله علیها)"- استاد طاهر زاده

+ محمد نمازی || پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ || نظر

بگو: پناه مى‏برم به پروردگار سپیده دم.
از شرّ آفریده‏هایش.
و از شرّ تاریکى شب، آنگاه که همه جا را فراگیرد.
و از شرّ افسون‏گرانى که در گره‏ها مى‏دمند.
و از شرّ هر حسود آنگاه که حسد ورزد. (فلق، 1-5)
«من شرّ النفاثات فى العقد»
«نفّاثات» از «نَفث» به معناى دمیدن و «عُقَد» جمع «عَقْد» به معناى گره است.
مى‏دمند تا محکمات را سست کنند.
«نفّاثات» جمع «نفّاثة»، صیغه مبالغه است؛ یعنی دشمن آنقدر مى‏دمد تا تبلیغاتش مؤثّر واقع شود.
حرف اثر دارد و وسوسه‏ عقاید را سست می‌کند.
جنگ نرم، جنگ وسوسه‌های شیطانی و ایمان انسانی است
به پروردگار سپیده دم پناه می‌بریم.

* برگفته از تفسیر نور

+ علیرضا عالمی || چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ || نظر

این حرکت بیداری قطعاً تا قلب اروپا پیش خواهد رفت و ملت‌های اروپا بر ضد سیاستمداران و زمامداران خود که آنها را تسلیم محض سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی امریکا و صیهونیست‌ها کرده‌اند، به‌پا خواهند خاست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ ١۴/٢/١٣٩٠

+ علیرضا عالمی || چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ || نظر

انقلاب فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها)، اظهار رنجی بود که پس از رحلت حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بر بشریت وارد شده بود. دردی که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هم علل و عوامل آن را درک کرده و هم سنگینی‌های آن را لمس نموده بود.
ظاهراً او یک اعتراض بود و مقداری اشک؛ ولی تکلیف همه‌ی ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) را در مقابل آن انحراف بزرگ تا آینده‌ی تاریخ روشن نمود و  در واقع حرکات ائمه  (علیهم السلام) همه ادامه‌ی راهی است که فاطمه (سلام الله علیها) گشود. ولذا امام عسگری فرمودند: «نحن حجج الله علی خلقه و جدّتنا فاطمة حجّة الله علینا». یعنی ما حجت‌های خدا بر مردم و جدّ ما فاطمه (سلام الله علیها) حجت خدا بر ما است.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در آن شرایط بحرانی، جبهه‌ای گشود که تاریخ را از ظلمات آزاد نماید و این جبهه هنوز گشوده و در حال حرکت است.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بنیان‌گذار نهضتی است که هنوز ادامه دارد. او با ارائه‌ی خطبه‌های خود جبهه‌هایی را گشود تا پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، اسلام و حاکمیت اسلام در تاریخ گم نشود و آرام آرام معنی خود را بیابد و جبهه‌ای که او گشوده هم‌اکنون در حال پیش‌روی است...

 

* بصیرت حضرت فاطمه سلام الله علیها؛ استاد طاهرزاده؛ صفحه ٢۶٣-٢۶۵

+ احسان محمودپور || چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ || نظر

و اما کتاب نهج البلاغه که نازله‏ی روح اوست براى تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خود و خودخواهى خود، معجونى است براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه‏اى است داراى ابعادى به اندازه‏ی یک انسان و یک جامعه‏ی بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ به پیش رود و هر چه جامعه‏ها به وجود آید و دولت‏ها و ملت‏ها متحقق شوند و هر قدر متفکران و فیلسوفان و محققان بیایند و در آن غور کنند و غرق شوند.

صلوات و سلام بى‏پایان به رسول اعظم که چنین موجودى الهى را در پناه خود تربیت فرمود و به کمال لایق انسانیت رسانید. و سلام و درود بر مولاى ما که نمونه‏ی انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقى است و خود الگوى انسانیت و مظهر اسم اعظم است. و سلام و درود بر شما دانشمندان که با زحمت پر ارج و سودمند خود، راه رسیدن به اهداف عالى این کتاب مقدس را باز مى‏نمایید. و السلام على عباد الصالحین.

 

* حضرت امام خمینی قدس سره
پیام به شرکت کنندگان در کنگره هزاره نهج البلاغه- جلد ١۴صحیفه امام؛ ص ٣۴٨
+ محمد نمازی || چهارشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ || نظر

سران اروپا و غرب؛ اینها باید از بشریت شرمنده باشند که این‏قدر تحت نفوذ صهیونیست‏ها هستند.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ 8/8/1384

+ علیرضا عالمی || یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ || نظر

این‏ که مى‏ بینید جنجال علیه جمهورى اسلامى زیاد است، دلیل اقتدار ماست. امام (رضوان‏ اللَّه‏ علیه) یک وقت فرموده بودند اگر جمهورى اسلامى چیزى نیست، چرا این ‏قدر علیه آن صف‏ آرایى مى‏ کنند؟

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ 8/8/1384

+ علیرضا عالمی || یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ || نظر

از نظر اسلام اگر کسی بخواهد خودش را تربیت کند، اولین شرط، مشارطه است؛
یعنی اول انسان باید با خودش قرارداد امضا کند. روی کاغذ با خودشان شرط می‏کنند و پیمان می‏بندند که این‏گونه باشم، چون اگر مشارطه نشود و اول انسان با خودش قرارداد نبندد، موارد را مشخص نکند و برای خودش برنامه قرار ندهد، نمی‏داند چگونه از خودش مراقبه کند.
مثلا اول با خودش یک قرارداد می‏بندد که خوراک من این جور باشد، خواب من این جور باشد، سخن من این جور باشد، کاری که باید برای زندگی‏ خودم بکنم این جور باشد، کاری که باید برای خلق خدا بکنم این جور باشد، وقت من این جور باید تقسیم بشود. این‏ها را در ذهن خودش مشخص می‏کند، یا روی کاغذ می‏آورد و امضا می‏کند، و با خودش پیمان می‏بندد که بر طبق‏ این برنامه عمل بکند.
مرحله‏ی دوم مراقبه است؛ یعنی همیشه از خودش مراقبت می‏کند که همین طوری‏ که پیمان بسته رفتار بکند.
مرحله سوم محاسبه است؛ در هر شبانه روز یک دفعه از خودش‏ حساب می‏کشد که آیا مطابق آنچه که پیمان بستم عمل کردم؟ آیا از خود مراقبت کردم یا نکردم؟
در مرحله‏ی بعد اگر عمل کرده بود، شکر و سپاس الهی و سجده‏ی‏ شکر می‌کند؛ اگر عمل نکرده بود و اگر کم تخلف کرده باشد مرحله‏ی «معاتبه» است (یعنی‏ خود را ملامت کردن)؛ اگر زیاد تخلف کرده باشد مرحله‏ی «معاقبه» است (یعنی خود را عقوبت کردن)، که آن عقوبت‏ کردن‏ها با روزه‏ها و با کارهای خیلی سخت برخود تحمیل کردن و مجازات کردن‏ خود است.
این‏ها از اصول مسلّم اخلاق و تربیت اسلامی است.

+ نمودار +

*برگرفته از کتاب تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری

+ علیرضا عالمی || یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ || نظر

عدالت اسلامى از خود انسان شروع مى‏شود تا همه جا: عدالت در خود انسان، عدالت با رفیق، عدالت با همسایه، عدالت با هم‌محله، عدالت با هم‌شهرى، عدالت با هم استانى، عدالت با هم مملکتى، عدالت با همسایه‏هاى کشورهایى که با ما هستند، عدالت با همه‌ی بشر.

* سخنرانى در جمع پرسنل کمیته انقلاب اسلامى تهران، ۶تیر ١٣۵٨؛ صحیفه‌ امام، ج٨

+ احسان محمودپور || یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ || نظر

این جانب با کمال تواضع دست خود را به طرف تمام جناح‌ها که در خدمت اسلام هستند دراز مى‏کنم و از همه استمداد مى‏کنم که با هم‌پیوستگى همه جانبه در راه بسط عدالت اسلامى که یگانه راه سعادت ملت است، کوشا باشند.

* پیام به انجمن‏هاى اسلامى دانشجویان در اروپا، ٢۴بهمن ١٣۵۶؛ صحیفه‌ی امام، ج٣

+ احسان محمودپور || یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ || نظر

در جبهه به یکى مى‏‏‌گویند سر برانکار را بگیر و مجروحان را ببر؛ به یکى مى‏گویند آر.پى.جى بزن؛ به یکى مى‏گویند برو نگاه کن، ه‏ر وقت دیدى کسى مى‏‌آید، ما را خبر کن.

بنابراین، هرکسى کارى مى‏‌کند. چنان‌چه هر کدام این کار را نکردند، جبهه شکست خواهد خورد.

نمى‏‌شود ما بگوییم این هم کار شد که به دست ما داده‏اند؛ برو مجروحان را بردار حمل کن! در حقیقت، اهمیت حمل مجروح در جاى خود، کمتر از زدن آر.پى.جى که نیست.

در جمهورى اسلامى، هر جا که قرار گرفته‌‏اید، همان‏جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‏ى کارها به شما متوجه است.

*مقام معظم رهبری :: ۵ اسفند 1370

+ علیرضا عالمی || پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ || نظر

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
آل عمران: ١٠٣.

جمیعاً در اینجا حال است برای اعتصام!
یعنی اگر همه به تنهایی این کار را بکنند منظور آیه محقق نمی‌شود
باید بطور جمعی به حبل الهی اعتصام کرد!
یعنی اول باید مجتمع شد.

+ وحید نصیری کیا || پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ || نظر

به چیزی که در دست کسی است و مال او نیست از این جهت عاریه گفته اند که آن شخص از آن عریان است. همه ی عناوین حقیقی عاریه است. با قدری تأمل بیشتر می بینیم نه تنها اموال، اولاد و اعضای خانواده بلکه اصل زندگی و بود ما نیز عاریه است.

* آیت الله جوادی آملی

این جان عاریت که به حافظ سپرده دوست

روزی رخش ببینم و جان تسلیم وی کنم

 

+ احسان محمودپور || چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ || نظر

اى کسانى‏‏‏ که ایمان آورده ‏‏‏اید!
اگر فاسقى براى شما خبرى مهم آورد تحقیق کنید،
مبادا (از روى زودباورى و شتاب‏زدگى تصمیم بگیرید و) ناآگاهانه به گروهى آسیب رسانید،
سپس از کرده‏ ى خود پشیمان شوید.

یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ
إِن جَآءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبِإٍ فَتَبَیَّنُواْ أَن تُصِیبُواْ قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُواْ عَلَى‏ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ‏

سوره حجرات، آیه۶

زمینه ی فتنه دو چیز است: «تلاش فاسق»، «زودباورى مؤمن»

+ علیرضا عالمی || چهارشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ || نظر

ما به پیروى از انبیاى عظام سلام اللَّه علیهم از صفر شروع کردیم.
انبیا علیهم السلام براى دعوت و قیام بر ضد طاغوت از صفر شروع مى‏‌کردند،
و دعوت‌هاى بزرگ آن‌ها از واحد واحد شروع مى‏‌شد تا گروه گروه جمع مى‏‌شدند.
آن روزى که ما دعوت بر ضد طاغوت را شروع کردیم صفر بودیم.
گروه‌هاى مسلمین و اقشار ملت ما در اختناق عظیم بودند و جرأت نفس کشیدن نداشتند.
ما از صفر شروع کردیم و به دعوت اسلامى مردم را خواندیم،
و این قطره‌ی واحد قطره‌‏ها شد و قطره‌‏ها سیل و سیلْ دریا.
این دریاى بزرگ با قدرت ایمان،
تمام قدرت‌هایى که بر ضد اسلام و بر ضد انقلاب بودند در هم شکست.

* سخنرانى امام در ٢٠ اردیبهشت ١٣۵٨؛ صحیفه امام، ج٧


وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ
یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ

و مثل آن‏‌ها در انجیل مثل زراعتی است
که اول سبزه‌‏ی نازکی از آن، از زمین برمی‏‌دمد؛
پس خداوند آن را تنومند می‏‌سازد؛
آن‏‌گاه ستبر می‏‌گردد؛ پس روی تنه‌‏ی خویش می‏‌ایستد.
رشد و خرّمی آن همه‏‌ی کشاورزان را به شگفتی وامی‌‏دارد؛
تا خداوند همه‏‌ی کافران و بدخواهان را به خشم آورد.
فتح:٢٩

+ احسان محمودپور || سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ || نظر

چیزی عوض نشده است و هنوز هم اُسّ الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشورایی جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه جانبه با شیطان آماده کنیم ... و از هیچ ملامتی هم نترسیم. و نه آن که این اقدامات را به مثابه حاشیه ای بر اصل تلقی کنیم، که اصلاً این مهمترین وظیفه‌ای است که ما بر عهده داریم.

پایان گرفتن مبارزه یعنی تمام شدن نبرد میان حق و باطل و این ممکن نیست مگر آن که شیطان و اذناب او از میان بروند و یا انقلاب اسلامی، خدای ناکرده، از ماهیت حقیقی خویش خارج شود. حرف ما این نیست که سینمای جنگ باید در دستور کار جشنواره قرار بگیرد، بلکه می‌گوییم که «سینمای مبارزه» باید منظر غایی و مقصود نهایی جشنواره و دست اندرکاران محترم امور سینمایی کشور باشد...

 

* بخشی از یادداشت سید مرتضی آوینی در حاشیه هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر

+ علیرضا عالمی || سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ || نظر

من باز مى‏‌گویم
همه‌ی مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که
غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامى‏‌تان -به خیال خام خودشان- بیرون نبرند،
آرام نخواهند نشست...

* روح اللَّه الموسوى الخمینى
صحیفه امام، ج‏21، ص: 330 -  2 فروردین 1368 - 14 شعبان 1409

وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ
حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ
وَمَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَهُوَ کَافِرٌ
فَأُوْلَئِکَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ
وَأُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ

بقره:217

+ علیرضا عالمی || سه‌شنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ || نظر

...و مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد گفت اى مردم از این فرستادگان پیروى کنید.
از کسانى پیروى کنید که پاداشى از شما نمى‏‌خواهند و خود بر راه راست قرار دارند.

...و جاء من أقصی المدینة رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین
إتّبعوا من لایسألکم أجراً و هم مهتدون

یس: ٢٠و٢١

«پاداش نخواستن» و «هدایت‏‌یافتگی» دو پیش‏‌نیاز هر دعوت حق است.

+ احسان محمودپور || دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ || نظر

من خدا را گواه می‌گیرم، و شاهد باشید که
من از آن‌چه جز او شریک وی می‌گیرید بیزارم
پس همه‌ی شما در کار من نیرنگ کنید و مرا مهلت ندهید.

قَالَ إِنِّی أُشْهِدُ اللهَ وَاشْهَدُوا
أَنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ مِنْ دُونِهِ
فَکِیدُونِی جَمِیعاً ثُمَّ لاَ تُنْظِرُون

هود:۵۴و۵۵

 

"فریاد برائت ما، فریاد برائت همه‌ی مردمانى است که
دیگر تحمّل تفرعن آمریکا و حضور سلطه‌طلبانه‌ی آن را از دست داده‌اند
و نمى‏‌خواهند صداى خشم و نفرت‌شان
براى ابد در گلوهای‌شان خاموش و افسرده بماند
و اراده کرده‌‏اند که آزاد زندگى کنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسل‌ها باشند."

* صحیفه‌ی امام، ج‏٢٠، ص٣١١

+ احسان محمودپور || یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ || نظر

یادم هست اوائلی که قم بودیم شنیدم از طرف عده‌ی زیادی از مردم ژاپن که‏ مذاهب منحطی دارند تقاضای ارسال مبلّغ اسلام شده بود. از برخی نقاط جهان عده‌‏ای را به ژاپن فرستاده بودند که مذاهب خودشان را معرفی کنند.

مرحوم آقا شیخ عبدالکریم به آقایی که واردتر از دیگران بود دستور داد که‏ به ژاپن برود. آن آقا می‏‌گفتند من قبول نکردم چون فکر کردم شاید در بلاد کفر بمیرم. در نتیجه از مصر عده‏‌ای رفتند و بیست هزار نفر مسلمان سنی‏
شدند.

این، حساب نکردن کار است...

*از کتاب تعلیم و تربیت در اسلام شهید مطهری

+ علیرضا عالمی || یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ || نظر

إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ
وَ إِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ
وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ
وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُون‏.

چرا که از برخى سنگ‌ها، جوی‌هایى بیرون مى‏‌زند،
و پاره‌‏اى از آن‌ها مى‏‌شکافد و آب از آن خارج مى‏‌شود،
و برخى از آن‌ها از بیم خدا فرو مى‏‌ریزد،
و خدا از آن‌چه مى‏‌کنید غافل نیست.
بقره: ٧۴.

و این‌چنین‌اند همه‌ی ذرات عالم؛
و ریگ‌های وادی طبس
که به فرمان الهی دشمن را نابود می‌کنند.

"خداى تبارک و تعالى شن‌ها و بادها را فرستاد و آن‌ها را شکست داد".
صحیفه امام، ج١۶، ص: ١٠۵

+ وحید نصیری کیا || یکشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ || نظر

هنر آن است که بى‌هیاهوهاى سیاسى و خودنمایی‌هاى شیطانى براى خدا به جهاد برخیزد

و خود را فداى هدف کند نه هوى‌،

و این هنر مردان خداست.

او در پیش‌گاه خداى بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر.

و اما، ما مى‌توانیم چنین هنرى داشته باشیم؟...

*پی نوشت: بخشی از پیام حضرت امام (ره) به مناسبت شهادت دکتر مصطفی چمران
صحیفه امام، ج١۴، ص: ۴٧٩

+ علیرضا عالمی || شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ || نظر

...و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه‌ی حق -علیهم سلام الله- به طور کوبنده فجایع و ستم‌گری‌های ستم‌گران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست آمریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن جمله آل سعود، این خائنین به حرم بزرگ الهی -لعنة الله و ملائکته و رسله علیهم- است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود.

*پی نوشت: روح الله الموسوی الخمینی

وصیت‌نامه الهی سیاسی

+ محمد مهدی علی اکبری || شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ || نظر

پشت کردن به فرهنگ دوَل دنیاى امروز و پایهریزى فرهنگى جدید بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با آمریکا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما این راه را خود انتخاب کرده‏‌اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار مى‏‌کنند.

این روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بى شهادت میسر نیست...

*پی نوشت: روح‌اللَّه الموسوى الخمینى

صحیفه امام، ج٢١، ص٣٣٠ ::  ٢فروردین ١٣۶٨ - ١۴شعبان ١۴٠٩

+ علیرضا عالمی || شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ || نظر

رجعت به مبانی اعتقادی اسلام
بزرگ‌ترین وظیفه‌ای است که اکنون بر گردن ماست
و این رجعت مستمر، همه‌ی حیات ما را رفته رفته دگرگون خواهد ساخت
و بدان معنا و مفهوم دیگری خواهد بخشید.

*برگرفته از سید مرتضی آوینی

+ احسان محمودپور || شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ || نظر

هیچ کس همراه نیست.
امضا: تنهای آخر

* پی‌نوشت: اللهم عجل لولیک الفرج 

+ علیرضا عالمی || جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ || نظر

هیچ کس تنها نیست.

...و هو معکم أینما کنتم
او با شماست هرجا که باشید.
(حدید: ۴)

+ احسان محمودپور || جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ || نظر

لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط

(حدید:٢۵)

در این زمان تاریک و در این زمین شلوغ، اگر بخواهی که کف حادثه‌ها نشوی و حادثه‌ساز باشی، باید بیّنات، کتاب و میزان را داشته باشی و با این سه وسیله، در تمامی جریان‌های فکری و سیاسی و اجتماعی، در برابر فریب‌ها و شیطان‌ها، قائم و برپا باشی آن هم قائم به قسط و بر روی ساقه‌ها و ریشه‌های محکم.

بیّنات یعنی آن‌چه خودش روشن است و روشن‌کننده‌ی دیگری هم هست. بیّنات، آن هدایتی است که وضع تو و جهان را، رابطه‌ی تو و جهان را و مقصد تو و جهان را روشن می‌نماید.

کتاب یعنی دستورها، نوشته‌ها، فریضه‌ها و آداب و احکام، در این حرکت و در این رابطه‌ها.

میزان یعنی معیاری که در انتخاب مقصد و انتخاب مکتب و در انتخاب عمل، تو را راه‌نما باشد و در هنگام تزاحم و درگیری، تکالیف و فرایض و وضع تو را مشخص نماید.

کسی که این سه اصل را داشته باشد، گرفتار برخوردهای سازمانی و حزبی و یا مرشد و مراد نمی‌شود؛ حتّی با بصیرت دیگران خودش را کور نمی‌سازد؛ که انسان از کارش به اندازه‌ی بصیرتش بهره می‌برد.

برگرفته از کتاب «نامه های بلوغ» استاد صفایی حائری

+ پرشین بلاگ || جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ || نظر