لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط


اسلام یک امری است که انبیا، که نبی اکرم، که اولاد نبی اکرم و اصحاب متعهد نبی اکرم برای او جان‌فشانی‌ها کردند و برای او زحمت‌ها کشیدند. اسلام چیزی است که از [سوی] خدا آمده است و باید حفظ بشود و اگر -خدای نخواسته- این پیروزی که دنبال این انقلاب به دست شما آمده است، به واسطه‌ی سستی ما، به واسطه‌ی ضعف تبلیغ ما، به واسطه‌ی ضعف حضور ملت ما، به شکست -خدای نخواسته-  برسد، بدانید که اسلام تا قرن‌ها دیگر نمی‌تواند سر بلند کند. تکلیف، بزرگ است و همه باید این تکلیف بزرگ را بپذیریم. آخر مطلب شهادت است و وصول به لقاءالله و حضور در محضر حضرت سیدالشهدا و امثال او، و این غایت آمال اشخاصی است که عشق به خدا دارند.

صحیفه امام: ج١٧، ص۵٧

+ احسان محمودپور || پنجشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ || نظر

شما قدر این را بدانید که بفهمید که با قدرت خدا دارید سیر می‌کنید؛ با قدرت خدا و به تبع خاصان خدا که در رأسش انبیا هستند، با این مرام سیر می‌کنید و با ایده‌ی تحکیم احکام اسلام و رفع ظلم از مظلومین، شما با همین وضع، با همین ایده حرکت کردید.

آن وقتی که هیچ نداشتید، آن وقتی که همه‌ی قوا دست رژیم بود، آن وقتی که همه‌ی قدرت‌ها می‌خواستند او را نگهش دارند، شما جوان‌ها ریختید در خیابان‌ها و کاری کردید که نتوانست حتی قدرت امریکا این رژیم را نگه دارد.

با همه‌ی قوا دنبال این بودند که نگهش دارند، به همه‌ی حیله‌ها متشبث شدند برای نگهداری او، لکن قدرت شما نگذاشت این کار بشود و این قدرت برای این است که، از اول شما دنبال این نبودید که «من»، دنبال این بودید که «اسلام»، دنبال این بودید که «کشور اسلامی».

صحیفه امام | ج١٩، ص٢٣٧

+ احسان محمودپور || جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ || نظر

به خاطر داشته باشید که اهداف مشخص ما، در اسلام خلاصه مى‌شود. اسلام فقط یک اعتقاد نیست؛ اسلام زندگى طیبه‌ى انسانهاست. وقتى از حیات و نظام اسلامى صحبت مى‌کنیم، منظور ما نظام و حیات طیبه‌یى است که همه‌ى خیرات مورد علاقه‌ى انسان در آن وجود دارد؛ هم رفاه مادّى و امنیت اجتماعى و روحى تأمین مى‌شود، و هم صفاى معنوى و دانش و بینش و تحقیق و تعبد و خلوص و توجه به خدا مشاهده مى‌گردد. اسلام این مواهب را به ما مى‌دهد. اسلام نشان داده است که مى‌تواند از مردمى که به او اعتقاد دارند و براساس تعالیم او زندگى مى‌کنند، دفاع کند.

درست است که دشمنى قدرتهاى عالم با ما، به خاطر اعتقادات اسلامى ماست؛ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید»(سوره مبارکه بروج، آیه شریفه 8)، اما حصار محکم و سنگر بزرگى که مى‌توانیم در آن قرار بگیریم و از حیثیت و شخصیت و هویت خویش دفاع کنیم و براى خود حیات طیبه فراهم آوریم، همین اسلام است. هدف و راه ما مشخص و روشن است و ما براى پیمودن این راه، هیچ چیز کم نداریم. اگر ایمان و حرکت و عمل لازمه‌ى رسیدن به هدف است، خداى متعال دلهاى ما را به نور ایمان خودش منور کرده و این توفیق را به ملت ایران داده است که در حرکت و عمل خود، سختیها را تحمل کنند و از موانع نهراسند.

*بیانات مقام عظمای ولایت در مراسم بیعت مسئولان و اقشار مختلف مردم استانهاى یزد و کهکیلویه و بویراحمد

 11/1/1368

+ محمد مهدی علی اکبری || جمعه ۱٠ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ || نظر

در انقلاب، اصل بر حرکت است؛ حرکتى هدفدار، سنجیده، پیوسته، خستگى‌ناپذیر و سرشار از ایمان و اخلاص.

در انقلاب، به گفتن و نوشتن و تبیین اکتفا نمى‌شود؛ بلکه پیمودن و سنگربه‌سنگر پیش رفتن و خود را به هدف رساندن، اصل و محور قرار مى‌گیرد. گفتن و نوشتن هم در خدمت همین حرکت درمى‌آید و تا رسیدن به هدف - یعنى حاکمیت بخشیدن به دین خدا و متلاشى ساختن قدرت شیطانى طاغوت - ادامه مى‌یابد: «هوالّذى ارسل رسوله بالهدى و دین‌الحقّ لیظهره على‌الدّین کلّه ولو کره المشرکون»

در انقلاب اسلامى ایران، چند خصوصیت مهم وجود داشت که همه منطبق بر حرکت اسلامى صدر اول بود:

نخست، هدفگیرى سیاسى؛ یعنى اراده‌ى قاطع بر حاکمیت دین خدا و این‌که قدرت از دست شیطانهاى ظالم و فاسد گرفته شود و حاکمیت و قدرت سیاسى جامعه بر اساس ارزشهاى اسلامى شکل گیرد.

دوم آن‌که براى تحقق این هدف، از توده‌هاى مؤمن و آگاه و دردمند و فداکار - و نه از احزاب و گروه‌ها و سازمان‌هاى سیاسى - نیروى انسانىِ لازم گرفته شد و رهبر حکیم، نصرت را پس از توکل به خدا، از نیروى لایزال مردم جستجو کرد و در سایه‌ى مجاهدت پانزده ساله، جنود رحمان را از بندگان خدا به وجود آورد و در راه خدا به حرکت درآورد: «هوالّذى ایّدک بنصره وبالمؤمنین»

سوم آن‌که خطوط اصلى جامعه‌ى مطلوب، یعنى استقرار شریعت اسلامى که متضمن عدل اجتماعى و استقلال سیاسى و استغناى اقتصادى و رشد علمى و اخلاقى است، در منظر همگان قرار گرفت و شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» که به معناى تبدیل واقعى و همه‌جانبه‌ى بنیان‌هاى زندگى جاهلى به بنیان‌هاى اسلامى است، مطرح گردید.

چهارم آن‌که رهبر حکیم و فقیه که عبد صالح و الگوى مسلمانى بود، خود پیشاهنگ این حرکت در ایمان و عمل شد و این ایمان، جان او را چنان لبریز کرده بود که توانست دلهاى بى‌ایمان و ظرفهاى تهى را از فیضان ایمان خود در صحنه‌ى عمل، لبریز و سیراب کند و فروغ ایمان و امید او، دیوارهاى قطور یأس و بى‌ایمانى را بشکافد و فضاى مبارزه و عمل را پُرکند: «امن‌الرّسول بما انزل الیه من ربّه»

پنجم آن‌که صدق و صفا و هوشیارى رهبر، هرگونه کجروى و سازش و معامله با دشمن را و خلاصه هر آن چیزى را که موجب انحراف از هدف شود، ناممکن ساخت و صراط مستقیم انقلاب به سمت هدف‌ها، استوار و بى‌اعوجاج باقى ماند.

پیام مقام معظم رهبری به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)

+ علیرضا عالمی || دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ || نظر

تنها وسیله یا مهمترین وسیله تبلیغاتى آن روز (دوران امیرالمومنین علیه السلام)، شعر بود که دلها را متوجّه مى‏کرد. در آن زمان، یک شاعر در جامعه خیلى ارزش داشت. به این خاطر که مى‏توانست فضا را عوض کند. شاعر در آن روز، تقریباً نقش رسانه‏هاى عمومى امروز را ایفا مى‏کرد؛ یعنى در فضایى که شعر، آن همه اهمیت داشت و مردم آن را زود حفظ و دهان به دهان نقل مى‏کردند، وظیفه رسانه‏هاى عمومى روزگار ما را داشت. در چنین فضایى، نجاشى، شاعرِ على‏بن‏ابى‏طالب علیه‏السّلام است. خبر رسید که وى در روز ماه رمضان، شُرب خَمر و لاابالیگرى کرده است. امیرالمؤمنین علیه‏السّلام دستور داد او را آوردند و بر او حدّ شُرب خَمر جارى کردند. مضاف بر این چند شلّاق هم به خاطر تعزیر هتک حرمت ماه رمضان بر وى زدند! این کار را چه کسى مى‏کند؟ امیرالمؤمنین على علیه‏السّلام، آن هم در مورد کسى که دوست است، مدّاح است، ابزار دست و گرداننده رسانه جمعى است! دوستان و هم قبیله‏اى‏هاى نجاشىِ شاعر - ظاهراً از قبیله حمدان بود - نزد امیرالمؤمنین علیه‏السّلام آمدند و گفتند: «این چه کارى بود که شما کردید؟» عبارتش چنین است: «ما نرى انّ اهل المعصیة و الطاعة سیّان فى الجزاء حتى کان من سمعیک بفلان.» گفتند: «یا امیرالمؤمنین! تا پیش از این خیال نمى‏کردیم که دوستان و مطیعین، با مخالفین و عصیانگران برابر باشند؛ اما با حدّى که بر نجاشى جارى کردید، فهمیدیم که در نظر شما، دوست و دشمن هیچ فرقى با هم ندارند! آیا شما خدمتکار و مخالف خودتان را تشخیص نمى‏دهید یا فرقى نمى‏گذارید؟ این چه کارى بود که با این شخص کردید؟» «فحملتنا على الجادّة التى کنّا نرى انَّ سبیل من رکبه النّار»؛ «با دست خود، اى على، ما را در راهى مى‏اندازید که تا کنون خیال مى‏کردیم اگر کسى به آن راه برود، اهل آتش است!»

بعد از پیروزى انقلاب اسلامى نیز، بعضى کسان تهدید مى‏کردند و مى‏گفتند: این گونه که امام با ما رفتار کرد یا دستگاه با ما رفتار مى‏کند، مجبور مى‏شویم برویم و مثلاً به فلان دشمن پناهنده شویم! کَاَنَّهُ پناهنده شدن به دشمن، براى دستگاه بدتر است تا براى خود آنان! همین تهدید را به امیرالمؤمنین علیه‏السّلام مى‏کردند که «شما با این کارتان ما را وادار کردید که برویم به جاهایى که تا کنون نمى‏خواستیم برویم!» حضرت در جواب آنان، بیان عجیبى دارد. آن حضرت با خونسردى و در عین حال، روشنگرانه با قضیه برخورد مى‏کند: «فقال یا اخاء بنى نهد.» گفت: اى برادر نهدى! «هل هو الا رجل من المسلمین انتهک حرمة من حرم اللَّه [یا «من حرمة اللَّه»] فاقمنا علیه حدّها؟» مگر
چه اتّفاقى افتاده‏است؟ مگر آسمان به زمین آمده‏است؟ او - نجاشى - هم فردى است از مسلمانان که مرتکب خلافى شده است و ما هم حدّ الهى را بر او جارى کردیم. این براى خودش هم بهتر است. «زکاة له و تطهیراً»؛ حدّى که بر او جارى کردیم، او را پاک
مى‏کند، طهارت مى‏دهد؛ جان او را پاک مى‏کند.

*بیانات مقام معظم رهبرى در خطبه‏هاى نماز جمعه تهران‏ 1371/1/7

+ محمد مهدی علی اکبری || یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ || نظر

بعضى‌ها به ذهنشان مى‌آمد که چطور امام با این دقت و اهتمامى که در احکام دین و نسبت به جان و مال داشت و این همه ما در انقلاب و در جنگ شهید دادیم، دچار دغدغه نبود و با دل آرامى میتوانست دنیا را ترک کند و به ملاقات پروردگار برود؛ میگفتند جواب این خونها را که خواهد داد. جواب امام به این وسوسه‌ها این است که جواب این خونها را همان کسى خواهد داد که جواب خونهاى صفین و نهروان را داد. جواب این سختیها را همان کسى خواهد داد که جواب سختیها و رنجها و محنتهاى امیرالمؤمنین را در دوران زندگى خواهد داد. انقلاب براى نجات یک ملت داراى هزینه است؛ جنگ هشت‌ساله براى دفاع از استقلال یک ملت داراى هزینه است؛ ایستادگى در مقابل زورگویان عالَم براى اثبات حقانیت و حقوق خود داراى هزینه است. امام این هزینه را پرداخت. هزینه‌اى که امام پرداخت، اعتماد عمومى مردم بود. این اعتماد عمومى را در این راه امام به کار انداخت و هزینه کرد، امّا خداى متعال این هزینه را جبران کرد. آنچه را که امام هزینه کرده بود، چند برابر به او برگرداند.

در تشییع جنازه‌ى این مرد بزرگ، جمعیتى که حضور پیدا کردند، از جمعیت مردم در روز استقبال او بیشتر بود. این معناش همین است که «من کان للَّه کان اللَّه له». دلهاى مردم به او متوجه بود. او این سرمایه را براى خود نخواست؛ این سرمایه از نظر او مِلک پروردگار بود؛ باید در راه خدا مصرف میکرد و کرد؛ و خدا هم این سرمایه را به صورت مضاعف به او برگرداند. راه خدا این جورى است؛ راه خدا مجاهدت دارد، هزینه دارد و هزینه‌ى آن را باید پرداخت.

*مقام عظمای ولایت در مراسم هیجدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى(ره)

+ محمد مهدی علی اکبری || شنبه ٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ || نظر

بر شما جوانان مسلمان لازم است که در تحقیق و بررسی حقایق اسلام در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره، اصالت‌های اسلامی را در نظر گرفته و امتیازاتی که اسلام را از همه‌ی مکاتب دیگر جدا می‌سازد فراموش نکنید. مبادا قرآن مقدس و آیین نجات‌بخش اسلام را با مکتب‌های غلط و منحرف‌کننده‌ای که از فکر بشر تراوش کرده است خلط نمایید...
بر شما جوانان ارزنده‌ی اسلام -که مایه‌ی امید مسلمین هستید- لازم می‌باشد که ملت‌ها را آگاه سازید و نقشه‌های شوم و خانمان‌سوز استعمارگران را برملا نمایید، در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید، تعالیم مقدسه‌ی قرآن را بیاموزید و به کار بندید، با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیش‌برد آرمان‌های بزرگ اسلام بکوشید. برای پیاده کردن طرح حکومت اسلامی و بررسی مسائل آن اهتمام بیشتری به خرج دهید. مهذب و مجهز شوید؛ متحد و متشکل شده و صفوف خود را فشرده‌تر سازید؛ هرچه بیشتر هم‌فکر و انسان فداکار بسازید.

پیام به انجمن های اسلامی دانشجویان خارج کشور،

سال 1351، صحیفه امام، ج2، ص ۴٣٧-۴٣٨

+ احسان محمودپور || جمعه ۳ تیر ۱۳٩٠ساعت ٧:٢٢ ‎ق.ظ || نظر

در انقلاباتى که در عالم واقع مى‏شود یا در شورش‏ها یا در کودتاها، یکى اصل این‏ شورش و انقلاب و کودتا، یکى انگیزه‏اش، یکى محتوایش اینها سه امرى است که باید در آن توجه کرد.

خودشان، خود انقلابات یا خود اینها شبیه به هم‏اند، یا شورش است یا کودتاست یا انقلاب، صورتاً مثل انسان‏ها مى‏ماند که همه صورتشان مثل هم هست اما معناشان فرق با هم دارد.

 انگیزه‏ها مهم است و محتواها. گاهى وقت‏ها انگیزه خوب است، محتوا خوب نیست، گاهى وقتها محتوا خوب است، انگیزه درست نیست. ممکن است یک نفر حالا،- حالا نسبت به یک نفر عرض مى‏کنم- یک نفر آدم با یک انگیزه خوبى بخواهد یک کار خوبى به نظر خودش انجام بدهد و او بد باشد، این آدم مُصاب (درست) است لکن کارش خلاف است. یک اشخاصى مى‏شود که یک کارهاى خوبى انجام مى‏دهند با انگیزه بد. مثلًا یک کسى کشف یک چیزى مى‏کند و انگیزه‏اش بد است براى این کار و کارش خوب است، یک وقت هم هر دویش خوب هستند.

انقلاب فرهنگى هم همین جور است که یک انقلاب است که تحول است از یک حالى به حالى دیگر، نه پیشبرد همان چیزى که هست.

چنانچه انقلاب جمهورى اسلامى در کل هم همین‏طور است، یک انقلاب شد به توسط مردم، یک انگیزه انقلاب بود و یک محتواى انقلاب. امیدوارم که انگیزه انقلاب در مردم الهى باشد.

اما در انقلابات ممکن است که ما انقلاب بکنیم، یک حکومتى را برداریم، یک حکومت دیگر براى خودمان درست کنیم، خودمان مى‏خواهیم به یک نوایى برسیم، کار نداریم ببینیم چه بشود. این چه محتوایش خوب باشد، چه محتوایش بد باشد براى ما فایده ندارد، براى اینکه مى‏خواهد تشکیل بدهد وقتى انگیزه‏اش این است که فقط به دستش بیاید یک قدرتى، بخواهند قدرتمند باشند، او سابقى بوده، ما آن قدرت را از او بگیریم، خودمان بگیریم.

این با او، نسبت به اصل مسئله انگیزه، فرقى ندارد؛ یعنى، یک حکومتى رفته است، یک حکومت دیگرى هم آمده است، هر دویشان هم مثل هم هستند، مثل سایر کودتاها مى‏ماند که در دنیا واقع مى‏شود، این فرقى با هم ندارد.

یک وقت این است که یک قیام‏ مى‏شود، یک نهضتى مى‏شود براى یک کار خوبى اما الهى نیست. از باب اینکه کار خوب است براى ملتمان خدمت بکنیم کار خوب است، فلان، به این ممکن است ارج بدهد، اما آن که مقصود است، نیست.

آن که مقصود است این است که انسان در کارهایش چه در تشکیل حکومتش، چه در انقلاب فرهنگیش، چه در انقلابات دیگرش نظرش این باشد که یک کار الهى کرده باشد، آن پیش خدا ارزش دارد مثل انبیا.

انبیا کارشان به واسطه این ارزش داشت نه براى عمق کارشان - و عرض مى‏کنم که- سعه کارشان، حکومتشان زیاد باشد، کم باشد فرقى نمى‏کند. انبیا، آنى که هیچ نتوانسته کار بکند با آنى که خیلى کار کرده هر دو در انگیزه مثل هم هستند؛ یعنى، هر دو مى‏خواستند که یک کارى براى خدا بکنند و پیش خدا مأجورند و هر دو هم مأجور هستند، یکى موفق شده، یکى موفق نشده است، آن دیگر دست خود این نبوده، موفق نشده است ..

امام خمینی (ره) - صحیفه امام، ج‏19، ص 445

+ علیرضا عالمی || پنجشنبه ٢ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ || نظر

...هیچ کس - هیچ قشرى، هیچ فردى، هیچ طبقه‏اى - نمیتواند و نباید ادعاى مالکیت این انقلاب را بکند؛ خود را مالک بداند، دیگران را مستأجر این انقلاب بداند. اگر قرار بود کسى خود را نسبت به این انقلاب مالک و صاحب بداند، از همه مناسبتر و شایسته‏تر، خودِ امام بود که انقلاب بر محور عزم و اراده و شخصیت او به وجود آمد؛ ولى امام خود را هیچکاره و خدا را همه‏کاره میداند. این در بیانات امام موج میزند و در وصیتنامه به آن تأکید و تصریح شده است. پس صاحب این انقلاب مردمند. وظیفه‏اى بر دوش همگان سنگینى میکند و آن حفظ این امانت بزرگ الهى است...

هیچ قشرى، هیچ طبقه‏اى، در نسبت به انقلاب بر دیگران ترجیحى ندارد. جوانهاى امروز هم مثل جوانهاى دوران دفاع مقدس صاحبان انقلابند. نمی شود گفت آن کسانى که انقلاب را به وجود آوردند یا در زمان انقلاب در به وجود آوردن آن سهیم بودند، آنها بیشتر با انقلاب نسبت دارند؛ نه، کسانى بودند که در اصل پیدایش انقلاب حضورى نداشتند، اما در دفاع مقدس جان خود را کف دست گرفتند و به میدان آمدند؛ آنها هم به همان اندازه با انقلاب نسبت دارند. در طول این سالهاى متمادىِ بیست ساله‏ى بعد از پایان دفاع مقدس، جوانانى به صحنه آمده‏اند که با شعور خود، با شور فوق‏العاده‏ى خود، با علاقه‏مندیهاى خود، با انگیزه‏هاى الهى خود، با تلاش علمى خود، با تلاش اجتماعى و سیاسى خود، بقاء این انقلاب و نشاط این انقلاب را تضمین کرده‏اند؛ آنها هم فرزندان انقلابند؛ آنها هم مالکان انقلابند؛ نسبت آنها با انقلاب، مثل نسبت کسانى است که در صدر انقلاب حضور داشته‏اند؛ در آینده هم همین‏جور خواهد بود. طبقه‏ى جوان، نسلهاى پى‏درپى - همه - نسبت واحدى با انقلاب دارند؛ همه سهیم در انقلابند و همه سهیم در تکلیف حفظ امانت این انقلابند...

... همیشه بودند کسانى که به انقلاب بى‏وفائى کردند، به انقلاب دلبستگى خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند. وصیت امام این است که جوان ما، مردم ما، نسلهاى گوناگون ما، با چشم واقع‏بینانه نگاه کنند. اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. انقلابى بودن به حفظ رابطه‏ى خود و عمل خود و پیوستگى خود با انقلاب است...

*بیانات مقام عظمای ولایت در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینى (ره)

+ محمد مهدی علی اکبری || چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ || نظر