لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط


پس از مهاجرت به قم , گمشده‌ی خود را در این شخصیت دیگر یافتم.
فکر کردم که روح تشنه ام از این شخصیت سیراب خواهد شد.
اگر چه در آغاز مهاجرت به قم هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم وشایستگى ورود به معقولات را نداشتم، اما درس اخلاقى که به وسیله شخصیت محبوبم در هر پنج شنبه و جمعه گفته مى شد و در حقیقت درس معارف و سیر وسلوک بود، نه اخلاق به مفهوم خشک علمى، مرا سرمست مى‌کرد.
بدون هیچ اغراق و مبالغه‌اى، این درس مرا آن چنان به وجد مى‌آورد که تا دوشنبه و سه شنبه‌ی هفته‌ی بعد، خودم را شدیدا تحت تاثیر آن مى‌یافتم.
بخش مهمى از شخصیت من در آن درس و سپس در درس‌هاى دیگرى که در طى دوازده سال از این استاد الهى فرا گرفتم، انعقاد یافت و همواره خود را مدیون اودانسته و مى دانم. راستى که او روح قدس الهى بود.
من که قریب به دوازده سال در خدمت این مرد بزرگ تحصیل کرده ام؛ باز وقتى که در سفر اخیر به پاریس به ملاقات و زیارت ایشان رفتم، چیزهایى از روحیه او درک کردم که نه فقط بر حیرت من بلکه بر ایمانم نیز اضافه کرد. وقتى برگشتم، دوستانم گفتند: چه دیدى؟ گفتم چهار تا » آمَنُ « دیدم:
آمَنُ بِهَدَفه: به هدفش ایمان دارد. دنیا اگر جمع بشود نمى تواند او را از هدفش منصرف کند.
آمَنُ بِسَبیله: به راهى که انتخاب کرده ایمان دارد. امکان ندارد بتوان اورا از این راه منصرف کرد.
آمَنُ بِقَومه: احدى مثل ایشان به روحیه مردم ایران ایمان ندارد.
آمَنُ بِرَبّه: در یک جلسه خصوصى به من فرمود : این ما نیستیم که چنین مى کنیم. من دست خدا را به وضوح حس مى کنم.

* شهید مطهری
کتاب علل گرایش به مادیگری

+ احسان محمودپور || شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ || نظر