لقد أرسلنا رسلنا بالبیّنات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم النّاس بالقسط


انگلیس‏ها که آمده بودند عراق را گرفته بودند، شنیدم که آن سردارشان دیده بود که یک کسى دارد بالاى مأذنه یک چیزى مى‏گوید، اذان مى‏گفتند. گفته بود این چیست؟ گفته بودند اذان مى‏گوید. گفته بود که به امپراتورى انگلستان هم ضرر دارد این؟ گفته بودند نه. گفت بگوید، هرچه مى‏خواهد بگوید!

نماز و روزه ما به امپراتورى انگلستان ضررى نداشت، هیچ هم کارى نداشتند؛ بروید هرچه مى‏خواهید نماز بخوانید، هرچه مى‏خواهید روزه بگیرید!

آنى که به امپراتورى همه ضرر داشت آن اسلام و محتواى واقعى اسلام بود که مع الأسف بسیارى‏اش مَنْسى واقع شده است. سیاسات اسلام همچو منسى شده است که اصلًا سیاست یک ننگى بود در اینجا! فلان آخوند «سیاسى» است!

و «ساسة العباد»، که در «زیارت جامعه» مى‏خوانیم، اگر به یک مقدس مآبى هم مى‏گفتند، تعبیرش لابد مى‏کردند. جرأت نمى‏کرد بگوید که آن هم سیاسى است. این یک چیز ننگ آورى بود که یک کسى در حکومت دخالت بکند که این حکومت باید صحیح باشد؛ جریان صحیح باید باشد.

این از تبلیغات همان شیاطین بود که مى‏خواستند قشر اسلام را، صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همین صورت‌ها باشیم و محتوا نباشد در کار.

کارهایشان را انجام بدهند، محتواى اسلام که مهمش‏ اسلام قیامِ للَّه، نهضتِ للَّه، جلوگیرى از ظلم ظالمین، از ستم ستمکاران، اجراى عدالت اسلامى، اینها را مَنْسى؛ برویم هرچه دلمان مى‏خواهد مسئله بگوییم! هرچه مى‏خواهیم نماز بخوانیم! مسئله گفته نشود که باید جلوگیرى از طاغوت کرد. این را نگویید مسئله؛ هرچه دیگر مى‏خواهید بگویید اما این نباید گفته بشود.

سینه بزنید لکن هیچ صحبت از سیاست نکنید؛ همان سینه بزنید بى‏محتوا!

باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد ..

*امام خمینی (ره) - صحیفه امام، ج‏8، ص 13

+ علیرضا عالمی || شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ || نظر